سقفهای بی ستون اتوبوسهای ایران
امان محمد خوجملی: حوادث و سوانح رانندگی در ایران بسیار نگران کننده است. گفته می شود تلفات رانندگی روزانه 45 نفر است. این آماراگر صحیح باشد نسبت گذشت که روزانه نزدیک به 70 نفر بود علیرغم افزایش خودروها یک موفقیت و کاهش قابل ملاحظه ای است. اما روزانه 45 نفر آمار بسیار بالایی است که نباید در مقابل آن بی تفاوت بود. اما وضعیت اتوبوسهای ایران بیش از همه نگران کننده است. چون این اتوبوسها سقفهای بسیار بلند و ستونهای بسیار ضعیفی دارد و همه جای آن شیشه می باشد. به محض اینکه اتوبوس چپ یا به دره سقوط کند شیشه های لابلای ستونها شکسته و ستونهای ضعیف و بسیار نازک باعث کنده شدن سقف اتوبوس و بی حفاظ ماندن مسافران نگون بخت می شود.
اگرستون اتوبوسها قویتر و محکمتر بود سقف اتوبوس در اولین برخورد کنده نمی شد و حفاظها از بین نمی رفت تلفات اتوبوسها اینقدر زیاد نمی شد.درهر حادثه ای تقریباً نصف مسافرها از بین می روند این نشان از نامناسب بودن ساختار و اتاق اتوبوسهاست که در مقابل حوادث و ضربه ها استحکام لازم را ندارد. شیشه های این اتوبوسها ثابت است اگر ماشین از سمت جلو آتش بگیرد و یا درهای ماشین بر اثر تصادف مچاله و باز نشوند مسافران جایی برای خروج ندارند . گفته می شود در کنار هر شیشه باید یک چکش باشد تا در صورت بروز حادثه ای مسافران بتوانند با شکستن شیشه ها از پنجره ها بیرون بپرند، حتی همین چکشها هم وجود ندارند.
ماموران پلیس راه هم در مقابل این کار کوچک و بسیار مهم و حساس و ضروری هیچ تذکری به رانندگان اتوبوسها نمی دهند. سالهاست که کارشناسان امور هشدارهای لازم را می دهند ولی کو گوش شنوا. علیرغم تلفات زیاد و ویران کننده هنوز هیچکس دنبال اصلاح ساختاراتاق اتوبوسها نیست. چون جان ملت شهید پرور ارزشی نداشت. چند سال جلوترهم سواریهای پژو ساخت ایران آتش می گرفت و سرنشینانش زنده زنده در آتش می سوختند وقتی تلفات آن به بالای 130 نفر رسید کارخانه در فکر اصلاح و رفع عیوب آن برآمد. چرا چنین است؟ دلیل آن این است وقتی تولید خودرو انحصاری و دولتی باشد و کارخانه ها از طرف مشتریان خطری را احساس نکنند کار بدین منوال ادامه می یابد و ناکار آمدی کارخانه را مردم باید با جان عزیز خود بپردازند.
اگر همین اتفاق در اروپا رخ می داد سهام کارخانه با اولین سانحه سقوط می کرد و کارخانه ی سازنده مجبور می شد کیفیت و استحکام لازم را در نظر بگیرد تا محصولات آنها مشتری داشته باشد. اما در سیستمهای انحصاری هر بنجلی مشتری دارد چون مردم دکان دیگری برای مراجعه ندارند و این بلا هم با کمال تاسف و حسرت ادامه پیدا می کند. انسان نمی داند از یک سوراخ چند هزار بار گزیده شود تا عیوب رفع شود. بدبختی آنجاست که وقتی فاجعه مرتب تکرار شود حساسیتها در مورد فاجعه بودن آنهم از بین می رود و به یک سرنوشت محتوم و غیر قابل تغییر تبدیل می شود. آیا سرنوشت ما همین است؟!!!17/8/1396.
امان محمد خوجملی ...
ما را در سایت امان محمد خوجملی دنبال میکنید
برچسب: اتوبوسهای,
نویسنده:
بازدید: 11
تاريخ: جمعه
19 آبان
1396 ساعت: 19:47