جامعه تشنه ی سنگساریا عدالت؟
امان محمد خوجملی: مباحثات و مناقشات احکام اسلامی پایانی ندارد. از صدر اسلام تا کنون بحث نابرابری حقوقی ارباب وبرده ، زن و مرد، مسلمان و نامسلمان جریان داشته است. بحث ما هم از این قاعده مستثنی نیست. طی چند روز گذشته استاد بزرگوار علامه محمد حسین گرگیچ که به نقد اینجانب واکنش نشان داده و به آن جواب داده اند. اما این واکنش اندکی تند و عصبی است. تندی وعصبانیت و کلی گویی برای استادان بزرگ که صفت علامه هم زینت بخش نامشان است خیلی مناسب نیست. از آنها انتظار می رود در مقابل مخالفان و منتقدان خود شرح صدربیشتری داشته باشند. بنده در نقدهای خود سعی می کنم کلی گویی نکنم و در روی موارد مشخصی انگشت می گذارم و آنرا نقد می کنم و به آن در حد توان خود جواب می دهم از طرف مقابل هم چنین انتظاری دارم اما استادان بزرگوار چون شان و مقام علمی شان از ما بالاتر است همین مقدارواکنش هم برای ما از طرف آنها غنیمت است. اما متاسفانه از کلی گویی نتیجه حاصل نمی شود و خوانندگان را کمی گیچ و سرگردان می کند. با این مقدمه بنده جسارتاً به نقد گفته های استاد گرگیچ می پردازم که اگر صلاح دانسته اند خود یا نزدیکان ایشان جواب دهند.
1- استاد بزرگوار فرموده اند« ... به فرار زنان متاهل هشدار دادم... اگر زنای محصنه ثابت شد که قطعاً این چنین است باید سنگسار شوند...»پاسخ: بله حرف ما هم همین است اگر زنای محصنه ثابت شود. آنهم شرطش چهار شاهد عادل و بالغ است که همزمان تمام جرئیات زنا را با چشم خودشان دیده باشند. اما صرف فرار یک زن شوهردار با یک مرد غریبه و زندگی با آن دلیلی بر سنگسار نیست. حتی با آن روابط جنسی هم داشته باشد. ممکن است زن مجازات دیگری داشته باشد ولی مجازاتش سنگسار نیست. مرد اگر مجرد باشد اصلاً سنگسار شاملش نمی شود تنها صد ضربه شلاق می خورد. خیلی فقه ها هم معتقدند که سنگسار به معنای کشتن نیست بلکه راندن و طرد کردن می باشد.
2 – استاد بزرگوار فرموده اند« کسی که سوادش مجهول است». پاسخ: نخیر قربان بنده سوادم و میزان تحصیلاتم خیلی هم معلوم است بنده بارها و بارها گفته ام تا سوم راهنمایی درس خواندم. ولی اشتباه نشود بنده با همین مدرک خوابیده ام و هیچ کاری نمی کنم. حقیر حد اکثر تلاشم را می کنم تا اسلام را بشناسم ودرحد بضاعت خود با دید انتقادی هم به احکام و عقاید اسلامی نگاه می کنم.
3 – استاد بزرگوار فرموده اند« افرادی که با به چالش کشیدن احکام الاهی و آموزه های اسلامی خود را روشنفکر می پندارند خطاب می کنم در آیات قرآن هیچ شک و شبه ای وجود ندارد». پاسخ: باید قبول کرد معرفت دین از خودِ دین جداست. فهم دین مساوی با خودِ دین نیست. نقد فقه های بزرگوارهم نقد دین و قرآن نیست. به قول روشنفکران یا نو اندیشان دینی کلام باری توبرتو و پیچ در پیچ است و فهم واحدی از آن وجود ندارد. بنابر این آخرین دین آمده است ولی آخرین فهم دین تا روز قیامت ادامه دارد. باید اجازه داد دیگران هم فهم و درک خودشان ابراز بکنند.
4 – استاد بزرگوار فرموده اند« اگر کسانی در مقابل دستورات اسلامی و آیات قرآن شبهه ای وارد کند در مقابلش می ایستیم و مقابله بر می خیزیم چنین افرادی این قالب فکری را از دشمنان اسلام و قرآن می گیرند و به مبانی اسلام و قرآن ناآگاهند».پاسخ: اول باید اجازه داد افراد حرفش را بزنند و منتشر کنند و شما هم آنرا نقد کنید و عیب و ایرادهایش را به آفتاب افکنید. تا زمانیکه افراد حرف نزنند و مطالب خود را منتشر نکنند از کجا باید تشخیص داد آنها درست می گویند یا غلط. چسباندن منتقدان به دشمنان هم کار درستی نیست و خلاف اخلاق وعدالت می باشد. همین مقدار که شما حق دارید حرف بزنید این حق را به دیگران هم بدهید تا آنها هم نظرات و انتقادات خود را مطرح کنند. بهتر است استاد بزرگوار خود را مساوی با اسلام ندانند چه در آن صورت تبعاتش بسیار سنگین خواهد بود. چون رد شما رد اسلام تلقی خواهد شد که خودِ شما هم آنرا قبول نخواهید کرد.
5- استاد بزرگواردر ادامه سخنانشان گفته اند«... کدام جامعه شناس و روان شناس برترازعالم قرآن و حدیث است که به تمام علوم و حقوق مسلط است...». پاسخ: اینکه ما خود را غنی و بی نیاز از سایر علوم نشان دهیم خود فاجعه ای بزرگ است از استادان بزرگ بسیار بسیار بعید است که چنین نظری ابرازکنند. اینکه بگوییم عالمان دین و حدیث به تمام علوم مسلط هستند ادعای بسیار گزاف و غیر منطقی است.یا ما نمی دانیم علوم چیست؟ یا علوم غیر دینی را علوم نمی دانیم؟ به هرحال انسان یک میلیون سال هم عمر بکند نمی تواند به تمام علوم مسلط شود چون علوم به لطف دانشمندان و اندیشمندان مختلف در تمام رشته ها هر روز در حال افزایش است وبه گره گشایی از درد و رنج انسانها مشغول هستند. این ادعای شما مانند برخی ازادعای برادران دینی است که در داخل هواپیما نشسته اند و سازنده ی آنرا جهنمی می دانند. این بر اخلاق و عدالت و عقل و منطق و فطرت انسانی است.
6 – استاد بزرگوار باز هم مدعی شده اند که« ...مدرنترین قانون، قانون اساسی فرانسه است که از فقه حنفی الگو برداری شده است...». پاسخ: ادعاهای کلی دردی را دوا نمی کند. اگر جناب استاد سند این ادعا را هم منتشر کنند ممنون می شویم. قانون اساسی فرانسه در چه سالی نوشته شده است؟ در چند ماده ی آن از فقه حنفی استفاده شده است؟ آن مواد کدام است؟ آیا هنوز هم در قانون اساسی فرانسه دوام دارد؟ قبلاً هم ازیکی از شاگرد شما سئوال کرده بودم ولی جوابی داده نشد. حالا فرض کنیم سخنان شما در مورد قانون اساسی فرانسه درست باشد. این مدعا چه ربطی به درست بودن حکم سنگاسار دارد؟ یعنی چه رابطه ی منطقی و علی معلولی میان این دو بر قرار است؟ درست بودن آن یکی چه ربطی به درست بودن این یکی دارد.؟ اگر این رابطه توضیح دهید ممنون می شوم.
7 – استاد گرگیچ در پایان سخنانش به دو قتل دیگر ی هم اشاره کردند وخواستار سنگسار آنها شدند.پاسخ: گویا استاد بزرگوار غیر از سنگسار مجازات دیگر نمی شناسند!!!! و گرنه معلوم است که حکم آن قاتلان و جنایتکاران سنگسار نیست. اگرجرم آنها ثابت شود حکمش یا قصاص است یا اعدام. در پایان استاد بزرگوار نظر خود را در مورد برده داری هم بفرمایند در صدر اسلام و احکام اسلامی برده داری هم بوده است. آیا آنرا در حال حاضر هم تایید می کنند؟ طالبان در افغانستان بنام حکومت اسلامی 5 سال آن کشوررا شخم زدند و هنوز هم دست بردار نیستند نظراستاد دراین مورد برای ما بسیار مهم است اگر تایید نمی کنید حکومت مورد نظر شما چه تفاوتی با آنها دارد؟
8 – استاد بزرگوار خود در جریان هستند که در ایران نزدیک چهل سال است که حکومت اسلامی با دیدگاه فقهی بر قرار است. رعایت حجاب هم الزامی و اجباری است. ولی نتیجه ی مطلوب به دست نیامده است. شما جمهوری اسلامی را در چه زمینه هایی موفق ودر چه زمینه هایی نا موفق می دانید. تا ما بدانیم در ذهن استادان گرانقدر چه می گذرد. هیچ یک ازبرادران روحانی منطقه در مورد نحوه ی بر قراری عدالت حرفی نمی زنند صحبتها فقط بر روی احکام و عبادات می باشد. آیا مشکل ما بیشتر عدم حاکمیت احکامی مانند سنگساراست یا فقدان اخلاق و عدالت؟ 20/5/1396 .
امان محمد خوجملی ...
ما را در سایت امان محمد خوجملی دنبال میکنید
برچسب: جامعه,تشنه,سنگسار,عدالت؟,
نویسنده:
بازدید: 37
تاريخ: دوشنبه
23 مرداد
1396 ساعت: 12:47