چرا ثروتمندان هنوز در چشم فقرا منفور هستند؟

خرید بک لینک

چرا ثروتمندان هنوزدر چشم فقرا منفورهستند؟

امان محمد خوجملی:هنوز تلاش قابل قبول و قابل ملاحظه ای برای کاهش تضادهای اجتماعی برداشته نشده است. گویا تضادها لاینحل باقی مانده و سال به سال هم عمیقتر، وسیعترو شدیدتر هم می شود. چون فاصله طبقاتی ترمیم، درآمدها نزدیکتر، تعداد بیکاران کاهش و وضعیت کسب و کار بهبود نمی یابد.حقوقهای1 میلیون تومانی کارگران تا 24 میلیونی مدیران و اختلاسهای هزاران میلیاردی فضای اجتماعی را مسموم وطبقات فرو دست را از طبقات فرادست جامعه دورکرده است. اکثریت افراد هم وضعیت یکدیگررا درک و فهم نمی کنند و همین عدم درک و فهم هم کینه ها و دشمنی را زیاد و سازش و تفاهم اجتماعی که برای پیش رفت جامعه ضروری است را خدشه دارمی کند. تعامل اجتماعی ضعیف شده و هر کس به تنهایی دنبال رتق وفتق امور خود می باشند.

انسانها در ظاهر با هم هستند و علیرغم نزدیکی فیزیکی قلبها فرسنگها با هم فاصله دارند. فرایند اقتصادی کشور علیرغم تلاشهای زیاد مسئولان، تولید کسب و کار ومعیشت تمام مردم را نتوانسته است تحت پوشش قرار دهد. عصرها قیافه های خسته ودرهم فرورفته و کیسه های خالی و با محتوی چند قرص نان کارگران که به خانه هاشان بر می گردند گویای خیلی چیزهاست که شرایط نا به سامان اقتصادی و اجتماعی بر سرشان آورد ه است. قیافه ی مغموم آنها زمانی دیدنی است که از صبح تا غروب در کنار خیابان می ایستند که بدون اینکه کاری پیدا بکنند با دستان خالی به خانه بر می گردند. دیدن این صحنه های دردناک برای هر انسان منصف آزار دهنده است. با این وضعیت عده ای زندگی و کثیری زنده مانی می کنند .

تولید کننده از شرایط و رقابت سخت تولید ناراضی و کارگرازحقوق کم خود و هر دو از رانتخواری های بی زحمت و اختلاسهای هزاران میلیاردی که به ریش هشتاد میلیون انسان می خندند دل خون دارند.در فضای مسموم ثروتمند سالم که با کار و تلاش شبانه روزی خود صاحب ثروت شده است با رانت خواران که صاحب ثروت افسانه ای شده اند یکی دانسته می شوند و دوغ از دوشاب باز شناخته نمی شود. در فضای ناسالم شکافهای طبقاتی کینه و دشمنی های انباشته شده جایی برای صلح و سازش نمی گذارد. انسانها به خاطر یک موضوع کوچک یقه ی همدیگر را می درند و به یکدیگر ناسزا می گویند و سراغ قانون و محکمه را نمی گیرند و بیشتر اوقات مستقیم اقدام می کنند. انسان از کلماتیکه رد و بدل می شود در حیران می ماند. در واقع اینها عمق شکافهای اجتماعی و نارضاتی ها را نشان می دهد با اندک بهانه ای فوران می کند.

چرا فقیر و غنی هر کدام در عالم خود سیر می کنند؟ بیشترکارفرمایان برای کارگران زیردست خودسختگیرهستند و روابطشان درحالت خصمانه قرار دارد. اگر در یک جایی قرار دارند از روی اجبار است نه از روی اختیار. چرا با وجود اینکه از همدیگر منتفع می شوند از یکدیگر راضی نیستند؟ چون نگاهها به یکدیگر مشروع و سالم نیست چون هردوحق یا نا حق آن جایگاه را بر اساس شایستگی و بایستگی نمی دانند. تا زمانیکه نگاه اقتصادی با نگاه فرهنگی و اجتماعی تلطیف و مشروعیت نیابد این فرآیند خطرناک ادامه خواهد یافت و در جایی تلاقی کنند حساب به همدیگر خواهند رسید. اگر چنانچه تا بحال به حساب یکدیگر نرسیدند نباید نه به خاطر رضایت که به خاطر قدرت نابرابر بوده است. این درد زمانی درمان خواهد شد که فضای خصومت به فضای رضایت تبدیل شود که آنهم مستلزم تامین معیشت فقرا است که زندگی مناسبی در مقابل کار و زحمت طاقت فرسا ی خود داشته باشند.4/5/1396 .

امان محمد خوجملی ...

ما را در سایت امان محمد خوجملی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 18:27

صفحه بندی