نزول سطح منازعات توسط اصولگرایان تندرو
امان محمد خوجملی:سیاست و قدرت حامیان و طرفداران زیادی دارند که مدعی اند می توانند مشکل جامعه را حل بکنند اما دستشان از قدرت کوتاه است. یکی از طرفین دعوا در عرصه سیاست و قدرت در ایران اصولگرایان تندرو می باشد. اینها در شرایط فعلی هرگز از قدرت حذف شدنی نیستند چون خیلی از نهادهای اجماعی و ملی مانند شورای نگهبان و صدا و سیما و تریبونهای نماز جمعه و ارتش و سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و امثال آن بدون رای مردم و به صورت اتوماتیک وار در اختیار این برادران است. اما این برادران چون در مورد دین بیشتر فقهی و سنتی می اندیشند ظاهرگرایی را نهادینه کرده اند تا عمق و اعماق دین مانند اخلاق و عدالت را.در بیشتر منازعات ورد زبان این برادران یا حجاب دختران است یا لباس پسران یا موی سرجوانان. در صورتیکه هیچکدام این موارد در خوب و بد انسانها تاثیری ندارد یعنی خوب و بد از آنجاها سرچشمه نمی گیرد تا با اصلاح آن تا خوب و بد و رذیلت و فضیلت انسانها اصلاح و سر و سامان بگیرد.
انسان با حجاب کامل می تواند خطا بکند یا دیگران را فریب دهد یا با ریش و مو می تواند خوب باشد یا بد. به قول جامعه شناسان هیچکدام اینها متغییر مستقل نیستند که با تغییرآن مشکل حل شود. اما چرا چنین است؟ دلیل آن می تواند این باشد که انسان فقط فقه یا شریعت را دین بداند و هیچ وزنی برای آزادی و اخلاق و معنویت قایل نباشد یا اخلاق و معنویت و عدالت را در گرو اجرای شریعت بدانند. پی آمد نهایی این نگرش می تواند این باشد فهم و درک مردم از سطح به عمق نرود و انسانهایی تربیت شوند به جای عقل و منطق، بیشترغرق در احساسات و هیجانات باشند و سره را از ناسره نتوانند تشخیص دهند.با این وجود ممکن است هدایت مردم را رسالت خود بدانند وبه مردم امر و نهی بکنند. این هدایت با زور هم همراه شود خود می تواند مشکلات جدیدی را سبب شود.وقتی به جوانان کم سن و سال گفته می شود قبل از انقلاب چنین چیزی وجود نداشت و آزادیهای اجتماعی و فرهنگی بیشترازاین بود با این سئوال مواجه می شویم که پس چرا دست به انقلاب زدید؟ وقتی به آنها گفته می شود ما آزادی سیاسی نداشتیم و الان آزادی سیاسی بیشترازآن زمان است خیلی با رضایت خاطر قبول نمی کنند.
وقتی به آنها گفته می شود رهبران تئوریک انقلاب قبل از انقلاب افرادی مانند دکتر شریعتی، مهندس بازرگان، آیت الاه مطهری، آیت الاه طالقانی و دکتر بهشتی بودند و اهداف بسیار والاتری از وضع فعلی را دنبال می کردند و کتابهای آن بزرگان شاهد آن هستند که هنوز هم در دسترس می باشد. اما در حال حاضر سنت گرایان حاکم شدند که چندان نقشی در پیروزی انقلاب نداشتند ولی دیدگاههای سنتی خود را اعمال می کنند.به خاطر همین هم فرزندان و خانواده های رهبران انقلاب بلا استثنا هیچکدام آنها دیدگاههای این جناح را مورد حمایت قرار نمی دهند. مانند فرزندان امام خمینی، طالقانی،منتظری، بهشتی و مطهری، علی شریعتی، مهندس بازرگان،رجایی،هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی.اینها نشانه هایی است که انقلاب از اهداف خود دور افتاده و مسائل جدیدی در اولویت قرار گرفته که هدف اولیه ی طراحان انقلاب نبوده است. چون هدف اولیه ی طراحان انقلاب در قانون اساسی قید شده است که هنوز خیلی از فصول و مواد اساسی و اصلی اش معطل مانده واجرا نمی شود. اگر اجرا شود در آن صورت وضعیت از اینکه هست بهتر و قابل قبول تر خواهد بود.6 /4/1396 .
امان محمد خوجملی ...
ما را در سایت امان محمد خوجملی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 3
تاريخ: يکشنبه
25 تير
1396 ساعت: 11:13