سخنی با مولوی گرگیج در مورد سنگسار
امان محمد خوجملی: مولوی محمد حسین گرگیج خطیب جمعه اهل سنت آزادشهر یکی از روحانیون مشهور و شجاع منطقه و کشور است که مواضع دینی و مذهبی و سیاسی خود را بدون لکنت زبان و پرده پوشی و صریح و با صلابت بیان می کند. از این لحاظ ایشان شایسته ی تقدیرو ستایش هستند. امید است این حُسن ایشان برای دیگر روحانیون محافظه کار منطقه هم سرایت کند. اما ایشان در مورد سنگسار سخنی به زبان آورده اند که قابل تامل می باشد.در اینجا فرازهایی از سخن ایشان که در سایت اولکامیز منتشر شده است را می آورم که بدون سند سخن نگفته باشیم.
«بنده بارها با رفتنن خانمها چه با محرم چه بدون محرم به شهرستانها برای کار مخالف بوده ام زیرا این مسئله موجب بروز مشکلات متعددی شده است... فرار زنان متاهل در منطقه به شدت رو به افزایش است .غیرت دینی و قومی مسلمانان به کجا رفته است که هر روز شاهد چنین مسائلی هستیم.... وی با اشاره به قتل یک دختر جوان متاهل در روستای گوگ گل شهرستان مینودشت یادآورشدند پسر جوانی خواهر متاهل اش را که با شخص دیگری گریخته است با ضربات چاقو در منزلش به قتل رسانده است... حق چنین افرادی سنگسار است و قوه ی قضائیه اینگونه افراد را سنگسار کند. زیرا این یک موضوع حکومتی است... زیرا این دو فرد معصوم نسیتند و مدتها با هم تنها بودند و قرائن و شواهد رابطه ی جنسی نا مشروع را ثابت می کند».
از استاد محترم مولوی گرگیج سئوال این است چرا زنان متاهل از خانه فرار می کنند؟ چه مشکلاتی سبب شده است آنها تاب تحمل زندگی را ندارند و با مرد دیگری پا به فرار می گذارند؟ آیا به این چراها توجه شده است؟ چرا عامل را رها کردید و به معلول چسبیده اید؟ اگر به این عامل ها اهتمام بورزیم شاید مواضع ما اندکی تعدیل شود. عامل این بدبختی و فجایع یا ظلم و ستم و بی عدالتی مردان است؟ یا زور گویی و توقع نا بجای شوهران است؟ یا ازدواج تحمیلی است که به عشق و علاقه دختران توجه نشده است؟ یا سن بالای مردان است که با سن دختران جوان تناسبی ندارد؟ یا وضعییت نامناسب اقتصادی خانواده است؟یا تفاوتهای فرهنگی شدید است که باورهای دو طرف با هم همخوانی ندارد؟ یا مشکل جنسی است که نمی توانند با خانواده هایشان در میان بگذارند؟ یا مشکل گرفتن طلاق است که برای زنان راهی جز فرار و خودکشی نمی گذارد؟ و هزاران چراهای دیگر که بیشتر زنان را گرفتار کرده است تا مردان.
حالا فرض کنیم زن مقصر باشد، چرا تقاضای سنگسار می کنید؟ مگر سنگسار با قرائن وشواهد و ظن و گمان اثبات می شود؟ مگر برای سنگسار چهار شاهد عاقل و بالغ لازم نیست که همزمان عمل زنای محصنه رابا چشمان خود دیده باشند؟ آنهم باید در یک دادگاه عادل ومنصف و بی طرف اثبات شود؟ مگراصل این نیست که هنگامیکه جان انسان در خطر باشد احتیاط و دقت بیشتری صورت گیرد؟ هر چه میزان مجازات سنگینترو گسترده تر و فراگیرتر و شدیدترباشد به همان میزان هم باید ادله و قرائن و شواهد برای اثبات جرم هم دقیقتر و قویترباشد. ما به جای اینکه به غیرت دینی و قومی افراد تاکید کنیم که می تواند جوانان رابرای کارهای خطرناک تشجیع کند، بهتر نیست جامعه شناسان و روان شناسان کشور را دعوت بکنیم تا در تریبونهای قبل از خطبه های نماز جمعه مشکلات و معضلات اجتماعی و فرهنگی و فردی را برای مردم ریشه یابی و تشریح بکنند. فقه های محترم باید قبول بکنند زمان آن گذشته است که بشود مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی جامعه را با علم فقه جراحی و درمان کرد. باید اجازه دهیم مشکل هررشته رامتخصصان آن رشته چاره اندیشی کنند. در این دنیای مدرن برای حل همه ی مشکلات علم آن بوجود آمده است چه لزومی به اجرای احکام خشن که جزو ضروریات اسلام هم نیست روی آوریم ؟!! آیا این به صواب نزدیکتر نیست؟13/4/1396 .
امان محمد خوجملی ...
ما را در سایت امان محمد خوجملی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 2
تاريخ: يکشنبه
25 تير
1396 ساعت: 11:13