دلایل فقر فرهنگی؛ پاسخ به درخواست یکی از خوانندگان سایت اولکامیز
امان محمد خوجملی: فقرفرهنگی یا فقر معرفت و آگاهی یکی از بزرگترین آفتهای در حال حاضر جامعه ایران است. این فقررا اکثریت مردم در اعمال و رفتارخود نشان می دهند. این فقر ناشی از استغنایی است که بر ما مستولی شده است. ما فکر می کنیم خودمان همه چیز را می دانیم و نیازی به علم ودانش دیگران نیست. به همین دلیل اکثریت مردم نه کتاب می خوانند نه روزنامه نه مجله. کسی دنبال دانستن نیست. این را از وضعیت بحرانی نشرمی شود تشخیص داد.همه فکر می کنند آگاهند اما نمی دانند که نمی دانند. اگر می دانستند که نمی دانند جهت کسب آن اقدام می کردند. جوانان و قشر تحصیل کرده دنبال فضای مجازی واخبار روز مره هستند نه دنبال تحلیل های عمیق. وضعیت این گروه از دیگران بهتر است. چون لااقل یک چیزی می خوانند. بیشتر دانشجویان هم در دانشگاهها دنبال کسب مدرک هستند نه علم عمیق و کارساز چون کار به مدرک سپرده می شود نه علم و دانش آنهم بیشتربا سفارش نه بر اساس شایستگی.
البته یک نوع خود شیفتگی ناخودآگاه هم درمیان این جوانان دیده می شود که اگر درمان نشود که باعث غفلت بیشتر می شود که خود خطر کمی نیست. بیشتر مردم فکر می کنند اعتقادات دینی یعنی علم و معرفت در صورتیکه این دوتا با هم تفاوت اساسی دارند. بعضیها هم فقط علم فقه را علم برتر می دانند.اما یکی از ویژگیهای علم جهان شمول بودن آنست که صرف نظر از دین و مذهب و عقاید به درد همه ی انسانها بخورد که مشکل آنها را حل بکند. ولی علم فقه بیشتر به درد مسلمان می خورد نه همه ی افراد. جامعه برای پیشرفت و ترقی بیشترازدین و مذهب نیاز دارد. متاسفانه بعضی ازاعتقادات فرهنگی هم خود بازدارنده است. بزرگان هم به جای اینکه عقل وفهم ومعرفت افراد را مورد خطاب قراردهند بیشتر احساسات و عواطف افراد را نشانه می گیرند. پیش این بزرگان معلول بهتر از علت دیده می شود وازعلت و ریشه یابی خبری نیست. همه فکر می کنیم هر چیزی اتفاق بیفتد تقدیر خداوند است و از آن گریزی نیست. به همین خاطر خیلی از افراد تحصیل کرده ی دانشگاهی پای منبر افراد سنتی می نشینند و از آن فیض می برند.
مردم فکر می کنند نتیجه ی از بین رفتن منافع ملی یا منابع ملی مانند آب وخاگ و جنگل و درخت و کوه در آینده سراغ آنها را نخواهد گرفت. فقر فرهنگی دوراندیشی و به فکر آینده بودن و کارهای عمیق و مانده گاررا از بین می برد. چون مردم فکرشان به این چیزها قد نمی دهد. بیشتر مردم زمانی خطر را احساس و درک می کنند که سرشان به سنگ خورده و کارازکار گذشته است. بهترین تجلیگاه فقر فرهنگی در تصادفات رانندگی خودش را نشان می دهد چون خیلی از رانندگان انسان را بی تقصیر و عامل آنرا خداوند می دانند که سرنوشتی محتوم است. نتیجه ی این کار هم مشخص است تا زمانیکه انسان خود را مقصر نداند برای اصلاح خود اقدامی نخواهد کرد. یک نمونه اش هم وضعیت آب شرب است که به تدریج همه گرفتار تبعاتش می شوند.
این در حالی است که حدود شصت سال است که کارشناسان هشدار می دهند که آب زیر زمین را نباید برای کشاورزی مصرف کرد. این وضعیت بحرانی اگر هم درست شود با هزینه ی دهها یا صدها برابری درست می شود که اگر دوراندیشی بود نیازی به پرداخت آن نبود. این معضل یا با کارهای عمیق فرهنگی در طول سالیان درازدرست می شود که معلوم نیست تا آن موقع از تاک نشانی بماند یا باید ساختاری طراحی شود که مردم را به صورت اتوماتیک وار بوسیله تکنولوژی و فناوری به آن سمت هدایت کند. یعنی قدرت تکنولوژی و فناوری امکان تخلف و دروغگویی را از انسان سلب کند و هزینه ی تخلف را برای انسان بالا ببرد تا کسی دوربر تخلف دیده نشود تا انسان دانسته یا ندانسته تیشه به ریشه ی خود نزند.16/4/1396 .
امان محمد خوجملی ...
ما را در سایت امان محمد خوجملی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 6
تاريخ: يکشنبه
25 تير
1396 ساعت: 11:13