تفاوت بایدها ونبایدها وتفاوت سلب و اثبات
امان محمد خوجملی: چه باید کرد؟ یعنی همان مرحله ی اثباتی یا ایجابی که داشتن برنامه ی مدون برای اداره یک کشور یا یک شهر یا یک روستا یا یک کار کوچک است که مشکل ترین جای کار می باشد. همه هم در همین جا گرفتار می شوند. اما بیشتر کارها با چه نباید کرد شروع می شود یعنی مرحله ی حذفی یا سلبی که مرحله ی سبک و آسان می باشد. دراین مرحله ی انسانها می دانند چه نمی خواهند اما نمی دانند چه می خواهند، نمی دانند کالای جایگزین چه باید باشد که بهترازقبلی کارآمد و مؤثرافتد. افراد یا گروهاییکه در این مرحله آمادگی نداشته باشند و برنامه و سیستم جایگزین نداشته باشند علیرغم میل باطنی مجبورند با همان سیستم قبلی کار بکنند.
اما با برطرف نشدن عیبها و خطاها و نبودن پیشرفت در امور، خودشان هم شبیه همان افراد قبلی می شوند که به خاطرهمان عیبها و ایرادها کنارگذاشته شده بودند یا خود آنها را برکنار کرده بودند. اینبارهمان حکم شامل اینها می شود. اگراین چرخه و سیکل باطل همینطور ادامه پیدا بکند وبه جای درست شدن کارها، فقط افراد جابجا بشوند اعتماد عمومی بطور کلی از بین خواهد رفت و سرمایه اجتماعی که با اعتماد شکل می گیرد ته خواهد کشید وهزینه ها به شدت افزایش خواهد یافت. همین کار می تواند یاس و نا امیدی در جامعه را فراگیرکرده و افراد را از اندیشه و کارمثبت باز دارد. درواقع چه باید کرد همان ساختارسازی و سیستم سازی است که کارها دردرون آن چارچوب صورت می گیرد و کارها نظم پیدا می کند و برای حرکت راه روش درست طراحی می شود. چگونه باید رفت و چگونه باید برگشت.
درمرحله بعد یا مرحله سوم در اثر کارکرد و درمیدان عمل عیب و ایراد ساختارها مشخص وکارآمد و ناکار آمدی آن عیان می شود. در مرحله ی چهارم است که باید اصلاح ساختارها شروع شود و قسمتهای ناکارآمد و ناسالم و بیمار آن با سیستمهای جدید جایگزین تا کارها با سرعت و سهولت بیشتری انجام گیرد. در واقع ارزش ساختار به خاطر کارآمدی آن است و هیچ ساختاری قداست ماهوی ندارد که قابل تغییر نباشد. ساختار تابع نتیجه است نه نتیجه تابع ساختار. اگر ساختار نتیجه ندهد باید کنار گذاشته شود. اگر این کار به موقع صورت نگیرد سیستم قفل می کند و دچار فروپاشی می شود یا با انقلاب و انفجار روبرو می شود. انقلاب هم ممکن است نتیجه مطلوب بدهد یا ندهد و با خورد شدن ساختارها و تا شکل گرفتن ساختار یاسیستم جدید تا مدتی هرج و مرج حاکم می شود وهزینه های زیادی برای کشور ایجاد و فرصت توسعه را از کشور می گیرد.
بهتراست یک جهاد فکری دائمی و همیشگی وجود داشته باشد که جلوی خورد شدن ساختارها را بگیرد و گرنه انحطاط و عقب ماندگی کشور را فراخواهد گرفت و همیشه مشغول کندن و پرکردن چاه خواهیم بود که یک عمل بی هوده ی تکراری است.ارزش کار به نتیجه ی خوب آن است اگر کاری نتیجه ی مطلوب به بار نیاورد نباید به آن مبادرت کرد. مگر اینکه آنرا یک ورزش بدنی به حساب آوریم که برای سلامتی لازم است. اما باید قبول کرد اداره کشور ورزیدگی فکری می خواهد نه بدنی چون یک آدم با پاهای فلج ولی با ذهنی خلاق می تواند کشور را اداره کند اما بر عکسش ممکن نیست.16/3/1396 .
امان محمد خوجملی ...
ما را در سایت امان محمد خوجملی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 8
تاريخ: سه
شنبه
16 خرداد
1396 ساعت: 0:36