پاسخ به پرسش عبداله /ذاتییات و عرضییات دین
امان محمد خوجملی : دوست بزرگوار ما عبداله سئوال کردند آیا در حوزه های علمیه ی ما علم کلام وجود دارد و مصداق ذاتییات و عرضییات دین کدام است.؟بله. حتماً در حوزه های علمیه ی ما علم کلام تدریس می شود. وظیفه ی علم کلام دفاع استدلالی از دین در مقابل مخالفان و شبهه افکنان است. به قول معروف وظیفه ی علم کلام دفع شبهات، اثبات مبانی و تبیین معارف است.اما سطح و کیفیت و عمق آن چقدر است؟ دقیقاً نمی دانم. اما روشنفکران شیعه می نالند که کلام مسیحیت چندین برابر کلام اسلام پیشرفت کرده است که ما خبر نداریم. اصلاً قابل مقایسه با ما نیست. نمونه اش در صنعت آخرین مدل پراید با آخرین مدل مرسدس بنز است.
اما در مورد ذاتییات و عرضییات، هرکدام از متفکران اصول و فروع دین را از منظر خودشان نام گذاری کردند. بعضیها آنرا ذاتییات و عرضییان نامیدند،بعضییها جوهر و عرض نامیدند و بعضیها امور ذاتی و اعتباری نامیدند. بعضیها هم ظرف و مظروف. آنچه من از نوشته های دکتر سروش فهمیده ام و در ذهنم مانده است و گرچه می دانم این تعریف ناقص است و حق مطلب را ادا نمی کند؛ این است که ذات دین آن چیزی است که انسان آنرا از دهان پیامبران خدا بشنوند و بدانند و اگر پیامبران خدا نگویند انسانها با عقل و علم و دانش خود نتوانند به آن برسند. مانند وجود خداوند و بودن آخرت و دوزخ و بهشت. اینها چیزهایی است که پیامبران خدا به اطلاع و آگاهی انسانها رسانده اند. اگر پیامبران نبودند و از غیب اطلاع نمی دادند وآنرا به زبان ساده و همه فهم به اطلاع دیگران نمی رساندند برای انسانها قابل کشف نبود و اگر هم قابل کشف بود قابل فهم نبود.
البته قبل از ادیان افلاطون فیلسوف یونان باستان از متافیزیک یا نیروی ماوراء طبیعه گفته است. او معتقد بود،(( خارج از طبیعت نیرویی وجود دارد که امور این جهان را هدایت می کند. یا آنچه در این جهان وجود دارد سایه های آن جهان واقعی است)). که در حال حاضر ما به آن خدا می گوییم. همچنین ذات دین آن چیزی است که پیامبر یا پیامبران خدا در هر شرایط و در هر زمان و مکان به دون توجه به محدودیتها و فشارها حتماً به اطلاع مردم برساند. یعنی محدودیتهای بیرونی نمی تواند مانع بیان آن شوند.
اما عرضیات دین یکی زبان عربی، دیگری آداب و رسوم زمان پیامبر، شرایط جغرافیایی و آب و هوایی و امثال آن می باشد که می توانست به جای آنها زبان دیگر و آداب و رسوم و شرایط جغرافیایی و آب و هوایی دیگر باشد که در ماهیت دین تاثیری ندارد. عرضییات مانند لباس است که تعویض آن به ماهیت انسان تاثیری ندارد. بعضی از روشنفکران یا نواندیشان دینی مانند ابولاقاسم فنایی معتقد به ترجمه فرهنگی قرآن هستند. ترجمه ی فرهنگی قرآن به این معنی است خیلی از الفاظ با توجه به شرایط و وضعیت مخاطب بیان شده است. مثلاً در تعریف جهنم آمده است که جهنم جایی است که گرمای آن مانند آتش سوزان است.
یعنی مردم وقت جزیرته العرب آنرا بهتر درک می کردند چون در منطقه گرم و سوزان زندگی می کردند. اگردین اسلام در منطقه سرد سیر مانند سیبری آمده بود می گفت: جهنم جای سردی است که سرمای آن صد برابر سرمای سیبری است. یا در تعریف بهشت آمده است بهشت جایی است که در زیر درختان آن نهرهایی از آب سرد جاری است.این بهشت برای مردم سیبری مانند جهنم است چون آنها در جای سرد زندگی می کنند، بهشت آنها باید آفتاب سوزان و ماسه های گرم کنار دریا را داشت باشد.اگر چنانچه گفته های قرآن به زبان جهانشمول ترجمه شود به این شکل در می آید بهشت جایی است که انسان هر چه دلش بخواهد در آنجا پیدامی شود. یا جهنم جایی است که تمام بدیها و درد و رنجها در آنجا یافته می شود.آنچه بیان شد فهم و درک من از نوشته های اساتید دیگر است که نقل به مضمون و معنی بیان شد امیدوارم اندکی از حقایق را رسانده باشد. البته عرفا هم به دین از منظر خود نگریسته اند به خاطر جلو گیری از اطاله ی کلام از آن صرف نظر می کنم.9/9/1396.
امان محمد خوجملی ...
ما را در سایت امان محمد خوجملی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 21
تاريخ: يکشنبه
3 دی
1396 ساعت: 20:35